دلنوشته های همسفر آخوند عاشق

قرائت سوره توحید آقا
- ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۳٠
 

http://majiddownload.com/up1/12478/1385124160.mp3


 
 
زوار حسین
- ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٤
 

امام صادق (ع) فرمودند:

روز قیامت احدی از مردم نیست مگر اینکه آرزو می کند ای کاش از زوار حسین بود چرا که می بینید که خداوند که خداوند نسبت به زائران حسین چه عطائی می کند.

منبع:

کامل الزیارات ص146

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

برای دریافت فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

برای دریافت فایل تصویری اینجارا کلیک کنیذ.

برای دریافت فایل صوتی ویژه موبایل اینجا را کلیک کنید.


 
 
حبیبی السلام
- ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢۳
 

عطیه " که یکی از شاگردان برجسته جابر و از محدثین بزرگ و از مفسران نامدار قرآن و از ناشران مخلص فضائل امیر المومنین علی (ع) بود " می گوید : با جابر بن عبدالله انصاری به زیارت قبر امام حسین (ع) رفتیم. وقتی که به کربلا رسیدیم، جابر کنار آب فرات رفت و غسل کرد. قطیفه ای به کمر بست و قطیفه ای هم بر دوش انداخت " گو اینکه احرام بسته است " و خودش را معطر نمود و آنگاه به طرف قبر مطهر اباعبدالله حرکت کرد و در حالی که مشغول ذکر خدا بود قدم بر می داشت تا به نزدیک قبور مطهر رسید. به من گفت مرا به قبر حسین برسان تا دستم به قبر برسد " وی یک پیر مرد 75 ساله نابینا بود" دستش را گرفتم. هنگامی که دستش به قبر رسید از شدت اندوه بیهوش شد و به روی قبر افتاد، من آب به روی او پاشیدم تا به هوش آمد و سه بار گفت : یا حسین یاحسین یاحسین بعد گفت: " حبیب لا یجیب حبیبه " آیا دوست جواب دوستش را نمی دهد؟ بعد گفت: چگونه جواب دهی که خون از رگهای گلویت بر سینه و شانه ات فرو ریخته و میان سر و بدنت جدائی افتاده است.

آمد آن غم دیده با شور و نوا                 بر سر قبر عزیز مصطفی

گفت اول حبیبی السلام                     جابر آمد جابر آن پیر غلام

از چه رو امروز ای عالیجناب                  بر سلام من نمی گوئی جواب

جابر غمدیده چون گوید سلام               دارد امید جواب از این مقام

منبع:

منتهی الامال 1016/2

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

برای دریافت فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

برای دریافت فایل تصویری اینجا را کلیک کنیذ.

برای دریافت فایل صوتی ویژه موبایل اینجا را کلیک کنید.


 
 
بدن های پاره پاره
- ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱۳
 

عمرسعد تا ظهر روز یازدهم در کربلا ماند و پس از نماز برکشته های سپاه خود و دفن آنها عازم کوفه گردید درحالیکه پیکر های شهدا روی خاک گرم کربلا افتاده بود. عمر سعد دستور داد بانوان حرم "که تعدادشان بیست نفر بود" و کودکان حرم از جمله امام سجاد(ع) را که در آن وقت 22ساله بود و امام باقر(ع) را که حدود چهار سال داشت سوار بر شتران بی جهاز کرده تا به صورت اسیر به کوفه روانه سازند. و غل و زنجیر برگردن امام سجاد(ع) نهادند و آنها را از قتلگاه عبور دادند. وقتی که نگاه بانوان بر بدنهای پاره پاره و بی سر شهیدان افتاد داغشان تازه تر شد. سیلی به صورت زدند و خود را از بالای شتر به زمین افکنده و کنار بدنهای پاره پاره آمدند و از گریه و ناله محشری به پا شد.

یکی گوید حسینم سر ندارد                        چرا کس پیکرش را بر ندارد

یکی گوید تن عباسم این است                    همین نور دل ام البنین است

یکی گوید حسین جان اکبرت کو                   گلو بریده یعنی اصغرت کو

منبع:

روضة الواعظین ، 212

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

برای دریافت فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

برای دریافت فایل تصویری اینجا را کلیک کنیذ.

برای دریافت فایل صوتی ویژه موبایل اینجا را کلیک کنید. 


 
 
ذوالجناح
- ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱۳
 

مصیبت آمدن ذوالجناح به خیام به قدری دردناک است که امام زمان در زیارت ناحیه مقدسه به جد بزرگوارش عرضه میدارد : و اسبِ سواریت با حال نفرت و شیهه کنان و گریان و با شتاب به سوی خیمه ها رو نمود؛

ای جد بزرگوارم یادم نمی رود آنگاه که بانوان حرم اسب تو را سر افکنده دیدند و زینش را واژگون یافتند و از خیمه ها بیرون آمدند و با دیدن آن منظره موهایشان را پریشان کردند و صیلی به صورت می زدند و چهره هایشان آشکار بود و فریادشان بلند بود زیرا عزت خود را از دست رفته می دیدند و با این حال به سوی قتلگاه شتافتند شمر روی سینه ات نشسته و شمشیرش را بر گلویت گذاشته تا سرت را جدا کند و محاسنت را در دستش گرفته و با شمشیر تیزش سرت را می برد.1

بعضی ها نقل کرده اند هنگامی که ذوالجناح به سوی خیمه ها آمد و بانوان حرم ناله کنان وسیلی به صورت زنان از خیمه بیرون آمدند هر کدام با اسب امام حرف می زدند یکی می گفت: ای اسب چرا حسین را بردی و نیاوردی؟ دیگری می گفت چرا امام را در میان دشمن گذاشتی؟اما یک حرفی هم سکینه گفت که جگر شیعه را می سوزاند. گفت: پدرم هنگام رفتن تشنه بود ای اسب آیا پدرم را آب دادند یا با لب تشنه شهید کردند.2                                                                                                                                            

گفت سکینه به دو چشمان تر                     با فرس غرقه به خون پدر

باب یتیمان چه شد ای ذوالجناح                   غمخور طفلان چه شد ای ذوالجناح

از چه نیامد به حرم باب من                          از غم او رفته ز کف تاب من

گشته یقین خاک زمین بسترش                    یا که بود شمر لعین بر سرش 

منابع:

1-      بحارالانوار، 98/322

2-      الوقایع و الحوادث ، 3/238

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

برای دریافت فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

برای دریافت فایل تصویری اینجا را کلیک کنید.

برای دریافت فایل صوتی ویژه موبایل اینجا را کلیک کنید. 


 
 
یالثارات الحسین
- ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۸
 

ریان بن شبیب یکی از اصحاب امام رضا (ع) می گوید: روز اول محرم، خدمت امام رضا (ع) رسیدم، فرمود: ای پسر شبیب محرم، همان ماهی است که مردم جاهلیت، در گذشته، به احترام آن ظلم و کشتار را در آن ممنوع کرده بودند، و این امت، نه احترام ماه خود را نگاه داشتند و نه احترام پیامبر خود را. در این ماه فرزندان او را کشتند و زنان حرمش را اسیر کردند و اموالش را چپاول کردند. خدا هرگز این گناه آنها را نمی بخشد.

ای پسر شعیب: اگر تو می خواهی برای چیزی گریه کنی، برای حسین بن علی بن ابی طالب گریه کن که سرش را بریدند ( چون گوسفند ) و 18 نفر از خاندانش را با او کشتند که در زمین مثل و مانندی نداشت.

آسمان ها و زمین برای قتل او گریستند و 4 هزار نفر فرشته برای یاری او به زمین آمدند ولی او را کشته یافتند و بر سر قبرش پریشان و غبار آلود هستند تا قیام مهدی؛ و از یاران او باشند و شعارشان " یا لثارات الحسین " است.

اشکم از دیده روان است حسین               نام تو ورد زبانم است حسین

مهدی فاطمه خون گریه کند                     که بهار تو خزان است حسین

منبع:

امالی شیخ صدوق، مجلس 27

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

برای دریافت فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

برای دریافت فایل تصویری اینجا را کلیک کنیذ.

برای دریافت فایل صوتی ویژه موبایل اینجا را کلیک کنید. 


 
 
گریه فراق
- ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۸
 

در حالات امام سجاد(ع) که خودشان در واقعه کربلا بودند، نوشته اند که ایشان در پاسخ خادمشان که عرض کردند گریه نکنید که به خطر می افتید، فرمودند:حضرت یعقوب پیغمبر بود ، از 12 فرزندش، یکی شان غایب شد، بااینکه می دانست او زنده است، آنقدر از فراق او گریه کرد که چشمانش سفید شد؛ ولی من اجساد پاره پاره پدر،برادران و عموهام و دوستانم را در کنارم دیدم، چگونه غم و اندوه من تمام می شود؟ من هروقت یاد شهادت اولاد فاطمه می افتم، بی اختیار قطرات اشک از چشمانم جاری می شود و هنگامی که به عموهایم و برادرانم نگاه می کنم، به یاد می آورم فرار آنها از خیمه ای به خیمه ای دیگر را.

الهی در رهت از جان گذشتم                 هم از جان و هم از جانان گذشتم

هم از عون و هم از جعفر گذشتم           هم از عباس نام آور گذشتم

هم از اصغر، هم از اکبرگذشتم               هم از قاسم هم از احمد گذشتم

رضا گشتم که زینب زار گردد                  اسیر کوچه و بازار گردد

ز کینه پیکرم پامال گردد                        ز عشقت سر زنی بر دار گردد

منبع:

لهوف ،282

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

برای دریافت فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

برای دریافت فایل تصویری اینجا را کلیک کنیذ.

برای دریافت فایل صوتی ویژه موبایل اینجا را کلیک کنید. 


 
 
بهشت حق تو بود ای نصرانی
- ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٧
 

از امام سجاد(ع) روایت کرده اند، هنگامی که سر مبارک سیدالشهدا را نزد یزید پلید آوردند، آن ملعون سر را در مجلس حاضر نمود و شراب می نوشید. یکی از سفرای پادشاه کشور خارجی که در مجلس یزید حاضر شده بود و از اشراف آن کشور نیز محسوب می شد به یزید گفت: ای پادشاه عرب، این سر کیست؟ یزید گفت: چرا چنین سوالی می کنی؟ گفت: زیرا هنگامی که به کشور خود باز می گردم، پادشاه از رویدادهای این سفر از من سوال می کند از این جهت می خواهم از احوال این سر مطلع شوم که او را با خبر سازم تا در شادی و جشن شما شریک باشد. یزید گفت: این سر حسین بن علی بن ابی طالب است. گفت: مادر او کیست؟ یزید گفت: فاطمه دختر رسول خدا. گفت: اف بر تو و بر دین تو. دین من بهتر از دین تو می باشد چرا که پدر من از فرزندان حضرت داوود است و با اینکه میان من و حضرت داوود، پدران زیادی وجود داشته اند، نصارا مرا تعظیم و تکریم می کنند و خاک پای مرا برای تبرک بر میدارند و حال آنکه شما فرزند پیغمبر خود را می کشید در حالی که بین شما و فرزندش فاصله چندانی وجود ندارد. سپس به یزید گفت: آیا داستان حکایت کنیسه حافر را شنیده ای؟ یزید گفت بگو تا بدانم. گفت: در میان عمان و چین دریائی است که یکسال مسافت آن است. در این دریا یک شهر وجود دارد و مسافت آن 80فرسخ در 80فرسخ است. در آن شهر کنیسه های بسیاری وجود دارد که بزرگترین آنها کنیسه حافر است که در محراب آن حُقه ی طلائی آویخته شده است و در آن حقه سُمی وجود دارد که میگویند سُم الاغی است که حضرت عیسی بر آن سوار می شده است. و از همین جهت است که آن حقه را به طلا و دیبا مزین گردانیده اند و در هر سال گروهی بسیار از نصارا از اطراف عالم به زیارت آن کنیسه می روند و آن را طواف می کنند و می بوسند و حاجات خود را از قاضی الحاجات طلب می نمایند. آنان با این حالت به آن سمی که گمان می کنند سم الاغ حضرت عیسی (ع) است احترام می کنند و شما این چنین پسر دختر پیغمبر خود را می کشید خدا به شما ودینتان برکت ندهد.

یزید گفت: این نصرانی را بکشید تا در کشور خود ما را رسوا نسازد. هنگامی که نصرانی این سخن را شنید گفت: می خواهی مرا بکشی؟ یزید گفت: آری. نصرانی گفت : دیشب پیغمبر شما را در خواب دیدم و به من فرمود: ای نصرانی تو اهل بهشتی و من از سخن او تعجب نمودم وحالا به وحدانیت خداوند و رسالت پیامبر شما گواهی می دهم. در این هنگام بلند شد و سر مبارک حسین (ع) بر سینه خود چسبانید و می بوسید و گریه می کرد تا اینکه او را به شهادت رساندند.

تو ای سر از چه رنگین است رویت                   چه کس ببرید این گونه گلویت

تو ای سر از چه آغشته به خونی                     دهم با اشک چشمم شستشویت

تو ای سر پس تن صد پاره ات کو                      بگو با من از آن راز مگویت

مگر تو از کدامین خاندانی                              که جانم عطرآگین شد زبویت

مگرداغ برادر دیده ای تو                                که گردیده سفید اینگونه مویت

منبع:

منتخب مقاتل

--------------------------------------------------------------------------------------------------

برای دریافت فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

برای دریافت فایل تصویری اینجا را کلیک کنیذ.

برای دریافت فایل صوتی ویژه موبایل اینجا را کلیک کنید. 


 
 
← صفحه بعد