بدن های پاره پاره

عمرسعد تا ظهر روز یازدهم در کربلا ماند و پس از نماز برکشته های سپاه خود و دفن آنها عازم کوفه گردید درحالیکه پیکر های شهدا روی خاک گرم کربلا افتاده بود. عمر سعد دستور داد بانوان حرم "که تعدادشان بیست نفر بود" و کودکان حرم از جمله امام سجاد(ع) را که در آن وقت 22ساله بود و امام باقر(ع) را که حدود چهار سال داشت سوار بر شتران بی جهاز کرده تا به صورت اسیر به کوفه روانه سازند. و غل و زنجیر برگردن امام سجاد(ع) نهادند و آنها را از قتلگاه عبور دادند. وقتی که نگاه بانوان بر بدنهای پاره پاره و بی سر شهیدان افتاد داغشان تازه تر شد. سیلی به صورت زدند و خود را از بالای شتر به زمین افکنده و کنار بدنهای پاره پاره آمدند و از گریه و ناله محشری به پا شد.

یکی گوید حسینم سر ندارد                        چرا کس پیکرش را بر ندارد

یکی گوید تن عباسم این است                    همین نور دل ام البنین است

یکی گوید حسین جان اکبرت کو                   گلو بریده یعنی اصغرت کو

منبع:

روضة الواعظین ، 212

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

برای دریافت فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

برای دریافت فایل تصویری اینجا را کلیک کنیذ.

برای دریافت فایل صوتی ویژه موبایل اینجا را کلیک کنید. 

/ 7 نظر / 17 بازدید
ثریا

سلام ممنون ایشون لطف دارند.موفق باشید[گل] خدایم،من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم، چه برانی،چه بخوانی، چه به اوجم برسانی،چه به خاکم بکشانی، من نه آنم که برنجم،نه تو آنی که برانی...[گل][بدرود]

یه قاچ انار

دست من وتونیست اگرنوکرش شدیم خیلی حسین زحمت ماراکشیده است... ممنون ازلطفتون. یاعلی

یاردبستانی

" بنام حق" سلام علیکم از آشنایی باهاتون خیلی خوشحالیم وسپاس فراوان بابت اینکه بهمون سر زدین واقعا شما همسفر آخوند عاشقین؟؟؟؟؟؟؟؟؟ همیشه همسفر وپایدار باشین بازم منتظر حضور مهرتان هستیم

آسمون

یا حسین مظلوم... یه عکس از حرم آقا گذاشتم روی صفحه... توضیح نمی دم خودتون تشریف بیارین و ملاحظه بفرمایید دیدنش خالی از لطف نیست التماس دعا

منیر

سلام خوبی؟ وب زیبایی داری ممنونم که بهم سر زدی[گل]

عارف

[پلک]همیشه می گن حقیقت تلخه[ناراحت][گریه] اما نه همیشه[تعجب] اگه به وبم بیایین و نظر بدید خوش حال می شم [نیشخند]

کسی که آدم نمیشه

ماشالله وبلاگتان هم آخوندی است ... ان شاء الله خدا قبول کند ... ولی دل نوشته های همسفر آخوند عاشق باید متفاوت باشد ، از زندگی زیبایتان با یک روحانی بنویسید تا جوانان بدانند زندگی طلاب هم زیباست ... بدانند عشق در خیابان نیست ، شما می توانید بهترین مبلغین این زمینه باشید ... از گذشت های شما در مقابل همسرتان و گذشت های ایشان در مقابل خودتان بنویسید من این وبلاگ در زمینه ای که گفتم به شما معرفی میکنم انشاء الله بتوانید چند جوان را هدایت کنید ، همه ما عاشقان حسین (ع) هستیم اما فضای مجازی سیراب از اسم حسین (ع) است بیاید اعمالش را بدون اسمش به دیگران نشان دهیم آخر اربابمان مظلوم است عده ای حتی به اسمش هم حساس هستند تا وبت می آیند و تمام مطالب در مورد اوست فرار میکنند ، من به خاطر اسم فوق العاده زیبای وبلاگتان این پیشنهاد را دادم ، اسم وبلاگتان جذاب است ، برای کسانی بنویسید که دنبال خط حسین (ع) نیستند ، آنها را به این خط بکشید .... http://02nafar.blogfa.com/ اجرکم عندالله ...